أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
425
آثار الباقيه ( فارسى )
مىگردد و تا چهل روز فصد و آشاميدن در آن جايز است و در ششم بعقيده قبط باد دبور است و در هفتم بعقيده فيلفس هوا مكدر مىشود و نزد ذوسيثاوس نوء واقع مىشود و در هشتم بعقيده قبطيان نوء و باد دبور است و در نهم چيزى ذكر نكردهاند و در روز دهم بعقيده ذوسيثاوس هوا ممتزج نيست و در يازدهم بادهاى شمال بعقيده قاسر آرام مىگيرد و در دوازدهم بعقيده اوذكسس باد جنوب است و در سيزدهم بعقيده قاللبس و قونون نوء است و در چهاردهم بادهاى شمال بعقيده اوذكسس آرام مىيابد و بعقيده ذيموقريطس و مطروذورس نوء است و پس از اين روز ديگر پرستو ديده نمىشود و در پانزدهم بعقيده ذوسيثاوس رطوبت و شبنم و نزد قبطيان نوء و بارانهايى است و شانزدهم در هوا كدورتى يافت مىشود و بنابر رأى ابرخس در دريا باران مىآيد و چون سال بسيط باشد در اين روز در سال غير بسيط در روز هفدهم شبانهروز براى دومين بار متساوى مىگردند كه مطابق پاييز ايرانيان و بهار چينيان باشد و ما در گذشته محال بودن اين قضيه را مبرهن نموديم و گفتهاند بادهايى كه در اين روز مىوزد جانفزا و روحانى است و نگاه كردن بابرى كه در اين روز ارتفاع يافته باعث لاغر گشتن جسد مىگردد و روح را ميكاهد و من گمان مىكنم كه مقصود از اين عبارت ترساندن از سرما و گذشتن زمانهاى خوش است . علم عيافت « 1 » و سحر اينطور اقتضا مىكند كه شخص به حالت سجود از خواب برخيزد و پيش از آنكه سخن گويد قدرى طرفاء « 2 » تدخين كند و گفتهاند زنى كه نازاد باشد چون در اين روز به سها نظر كند سپس شوهر با او نزديكى نمايد آبستن خواهد شد و نيز گفتهاند كه در اين روز آبهاى درياها گوارا مىگردد و ما در پيش امتناع اين قضيه را بيان نموديم . اين استواى دوم كه گفته شد در زيج سند و هند براى هنود عيدى بزرگ است و بمنزله مهرگان ايرانيان است و در اين روز به يكديگر گوهرهاى گرانبها و اشياء پرقيمت را هديه ميفرستند و در هياكل و معابد خود تا نيمروز گرد مىآيند سپس بعزم گردش و تفرج بيرون ميروند و چون در مجالس خود جمع شدند براى
--> ( 1 ) - عيافت باكهانت از نظر معنى نزديك است . ( 2 ) - طرفاء بوته گزاست و ثمره آن